سلامتی من در طول Covid عالی است – آیا زمان آن رسیده است که در مورد زندگی ام تجدید نظر کنم؟ | آلاستر کمپبل

Category: جهان زیبایی Comments: No comments




با گفتن آنچه می خواهم بگویم ، نه شدت Covid-19 و نه مرگ ، اندوه ، درد و وحشتی که این ویروس بدبخت ایجاد کرده است را به حداقل می رسانم.

اما از زمان شیوع همه گیر در زندگی ما اتفاق بسیار عجیبی رخ داده است: من سالم ترین سال زندگی بزرگسالی خود را داشته ام ، بدون هیچ یک.

این کشف تصادفی باعث می شود که من نه تنها در اولویت های خود تجدید نظر کنم ، همانطور که Covid-19 برای بسیاری از افراد انجام داده است ، بلکه در کل زندگی من نیز فکر کرده است.

من می گویم “تصادفی” ، از این جهت که ناشی از چیزی بود که فیونا میلار ، شریک زندگی من در 40 سال گذشته به علاوه ، پس از خواندن پیش نویس جلد هشت از دفتر خاطرات من ، که شامل 15-15 2010 بود ، گفت. فیونا در لیست بسیار کوتاهی از افرادی است که من قدرت قلم قرمز را به آنها می دهم. در واقع ، او در صف اول است ، پس از او سه فرزند و یک وکیل افترا followed خوب قرار دارند. وقتی او 374000 کلمه را خواند با صبر و حوصله منتظر شدم.

مشاهدات اصلی وی به شرح زیر بود: “آیا شما متوجه شده اید ،” چگونه همیشه بیمار بودید؟ “

گفتم: “نه ، چون نبودم.”

“بله ، شما بودید. شما برای همیشه در حال دیدن پزشکان ، داخل و خارج از بیمارستان ها ، عمل ها ، داروها ، سرماخوردگی ، عفونت های قفسه سینه هستید. هر صفحه دیگر چیزی است. ”

من استدلال کردم: “این آشغال است.”

یک ردیف بسیار اساسی برای بسیاری از شما ، بدون شک ، با لحن آشنا ، بدون شک. هنگامی که اصرار کردم حق با او است و او اشتباه می کند ، از اتاق خارج شدم ، به دفتر خود رفتم ، کتاب را از طریق رایانه فراخوانی کردم و بررسی کردم که آیا ممکن است نکته ای داشته باشد. هوم …

اولاً ، چیز افسردگی وجود دارد ، که من روی آن یک کتاب کامل نوشتم ، بهتر زندگی کردن، سال گذشته در واقع ، به دلیل ورود شاخص قابل توجه وی ، روانپزشک من ، دیوید استورجون ، به “چه کسی” از چهره های اصلی اضافه شده است ، در حالی که اندی مک کان روانشناس ورزشی به طور منظم ظاهر می شود تا به من کمک کند تا با امواج اضطراب ، حملات وحشت و بی خوابی کنار بیایم ، ارائه تاکتیکهایی که تا امروز از آنها استفاده می کنم.

بنابراین ، این ارجاعات منظم به بیماریهای روانی ، شامل افکار خودکشی در یک انتهای مقیاس ، و فعالیت شیدایی در انتهای دیگر ، تعجب آور نیست. با این حال ، هنگام اسکن کردن برای اثبات اشتباه بودن فیونا ، بسیار شوک آور بود که چقدر حق با او بود. در واقع ، اگر “سلامت آلاستر كمپل” ورودی شاخص خود را داشته باشد ، واقعاً طولانی خواهد بود.

اگر اعضای خانواده نزدیک به آنها اضافه شوند ، این مدت ورود تونی بلر ، دیوید کامرون و اد میلیبند با مرگ مادرم پس از سکته مغزی ، اسکیزوفرنی برادرم دونالد ، بستری شدن برادر من در بیمارستان و قطع دو پا ، الکل اعتیاد پسر کالوم ، دخترم گریس اضطراب داشت و دچار یک شکستگی وحشتناک پا شد و پسرمان روری که توسط یک کامیون از دوچرخه اش کنار رفت. حتی سگ وارد عمل می شود. اینها کلمات آغازین ورودی است که واقعه مهمتر Ed Ed Miliband را ضرب و شتم برادر خود David برای تبدیل شدن به رهبر حزب کارگر ثبت کرد: در سراسر فرشهای طبقه پایین با خون از خواب بیدار شدم. “

اولین مراجعه من به بیمارستان از اوایل صفحه هفت انجام می شود ، یک سفر به بیمارستان رویال ملی گلو ، بینی و گوش برای یک عمل – من سه مورد داشته ام – برای مقابله با پولیپ های مکرر. در صفحه 10 ، من در بیمارستان رویال فری هستم. من آنجا هستم تا پسرم روری را ملاقات کنم که قطره قطره قطره می زند ، ماسک اکسیژن روی صورتش است که از دیدن آن غش می کنم. یک شب مرا برای مشاهده نگه می دارند.

در صفحه 14 ، توسط پزشک عمومی من برای بررسی داروهای مختلف من تماس گرفته شده است. من در صفحه 87 آزاد هستم ، نوامبر 2010 ، برای کولونوسکوپی سالانه و نمونه برداری برای بررسی کولیت اولسراتیو که در جلد اول (1997-97) ایجاد کردم. همه خوب با این حال ، یک هفته بعد ، من پیش از سفر به اسکاتلند ، برای عفونت قفسه سینه آنتی بیوتیک می خورم. سپس به اردن که “با تمام سیگار کشیدن حتی بیشتر نفس می کشیدم”.

من عملاً فراموش کرده بودم – درد هیچ حافظه ای ندارد – طلسم چند روزه دیگری در Royal Free وجود داشت که پس از برداشتن اسهال خونی در جایی بین بالکان و آسیای میانه ، حدود یک سنگ از دست دادم. من مجبور شدم از A&E در آلبانی دیدن کنم (شکستگی دنده های ناشی از آهسته دویدن ، یکی از چندین “آسیب ورزشی”) ، با توجه به عفونت قفسه سینه در مایورکا ، توسط پزشک تیم Sky Sky تحت درمان قرار گرفتم و بیمارستان عالی در سنگاپور بود که من دچار عفونت ادراری شده بود و این احساس را داشت که دارم تیغ های تیغ را تیز می کنم. رشد در کشاله ران من وجود داشت که برای درمان سونوگرافی نیاز به یک سفر بیمارستانی دیگر داشت. سپس بیماری جدید من ، GERD (بیماری ریفلاکس معده) وجود داشت که مانند ریفلاکس اسید و کمی کابوس بود و باعث از بین رفتن خواب شد.

مشکل معده من در حال انجام بود و کولونوسکوپی منظم من در Royal Free برای بررسی کولیت تحت کنترل بود. جلد هشت کولونوسکوپی شماره یک ، همه واضح است. شماره دو ، چیزی به نام “پولیپ هایپوپلاستیک” تشخیص داده شد ، که به معنی کولونوسکوپی دیگر زودتر از نمونه سالانه بود. همانطور که هرکسی که تا به حال داشته است می داند ، آماده سازی خوب نیست. این امر منجر به ایجاد یک خط باریک در دفتر خاطرات من شد: “یک روز سلامتی… MRI برای بررسی نقاط موجود در کبد. کولونوسکوپی بعد از ظهر. ”

در طی این پنج سال ، من داروهای ضد افسردگی خاموش و روشن ، آنتی بیوتیک های خاموش و روشن ، استروئیدها و خاموش بود. به نظر می رسد بسیاری از سرماخوردگی ها و عفونت های قفسه سینه همزمان با دوره هایی است که من دائماً در هواپیما هستم و خارج از آن هستم. عفونت گوش نیز از جمله در فرانسه ، جایی كه پزشك دارویی برای من تجویز كرد كه نیازی به گفتن نیست ، من آن را بدون خواندن دستورالعمل ها ، فقط با تأخیر و در رنج و دردسر بعدی – “دردی كه من هرگز نمی دانستم” مصرف می كردم تا یاد بگیرم كه ” نباید برای بیماران مبتلا به آسم تجویز شود “.

آنچه به خصوص در مورد این انبوه بیماری عجیب است این است که من خودم را در میان بهترین افراد در گروه سنی خود می دانم. من هر روز ورزش می کنم ، و آنچه را می خورم و می نوشم تماشا می کنم. ضربان نبض استراحت من ، معمولاً حدود 48 سال است که کاملاً کمتر از سن من است ، در حال حاضر 63 ساله ، همانطور که مدام به متخصص قلب که نگران من بود نگران می کردم تا بعد از طلسم غافلگیرکننده غش غصه ام را حفظ کند. و ، صادقانه بگویم ، من فکر نمی کنم من یک هیپوکندریاک باشم.

اما هنوز عجیب و غریب – و این ممکن است دلیل اصلی دفاعی من باشد وقتی فیونا برای اولین بار پیشنهاد داد که “تقریباً در هر صفحه دیگری بیمار هستم”؟ – از آنجا که Covid-19 نوع بسیار متفاوتی از زندگی را به ما تحمیل کرد ، من اصلاً بیماری جسمی نداشته ام. علاوه بر این ، افسردگی بیش از حد معمول تحت کنترل بوده است. من در اولین قفل دو قسمت افسردگی نسبتاً شدید داشتم ، سومین مورد اخیر با شدت کمتری ، و همچنین وقتی در انتهای دیگر مقیاس بودم ، یک طلسم کوتاه داشتم. برای یک سال کامل ، این آمار خوبی است ، باور کنید. اما در جنبه سلامت جسمی زندگی … هیچ چیز.

بنابراین اخلاق داستانی که به نظر می رسد این حجم ، بدن من – و فیونا – برای من تعریف می کنند ، روشن است: به خاطر خدا سرعت خود را کم کنید. این همه کار را متوقف کنید و سفرهای زیادی را متوقف کنید – مخصوصاً در هواپیما. با تشکر از Covid-19 ، من این کار را انجام داده ام ، و به این دلیل که بیشتر از اینکه مردم را به جستجوی آنها بپردازم ، از رعایت قوانین به جای رعایت غریزه فعالیت و کنجکاوی من ، ماندن در خانه به جای سفر به کره زمین ، هرچند مشغول هستم در اینجا در دفتر بالای خانه ، من خیلی خیلی کمتر از بیماری قبل از کوید یا هر سال از زندگی بزرگسالی ام بیمار هستم.

به سختی می توانم آخرین باری که عطسه کردم را بخاطر بسپارم که چه رسد به سرما خوردن یا عفونت قفسه سینه. آسم من بهتر شده است. معده ام خوب است. پولیپ ها در لبه قرار دارند. تنها باری که در هنگام شیوع بیماری به رویال فری مراجعه کردم ، تزریق واکسنم بود. و آخرین تماسی که من از جراحی فوق العاده GP داشتم تماس آنها بود ، زیرا آنها نگران بودند که مدتی از من چیزی نشنیده اند. آخرین بار در خارج از کشور دقیقاً قبل از قفل سوم بودم و یک سال است که در هواپیما نیستم. آیا من تنها هستم که می بینم تغییرات بزرگی در زندگی حرفه ای من منجر به کاهش عمده بیماری های جسمی من شده است؟ من عاشق دانستنم. اما من به سختی کسی را می بینم.

در مورد اینکه آیا این منجر به تغییر سبک زندگی من به طور دائمی می شود ، من فقط نمی دانم. آیا کنجکاوی و نیاز به حرکت و فعالیت نمی تواند از بین برود؟ اما من مطمئناً در مورد آن فکر می کنم ، حتی با هزینه جلد نهم یا 10 داشتن ورودی های پیش پا افتاده بیشتر از پیشینیان آنها:

2 مارس 2021: “چند قطعه در مورد چگونگی رطوبت کم در هواپیما را برای سرماخوردگی گوگل کنید. یک مقاله از مجله تحقیقات بهداشت محیط بخوانید که می گوید: “احتمال انتقال سرماخوردگی در هواپیما 113 برابر بیشتر از زندگی عادی روزمره روی زمین است”. سپس مقاله دانشگاه آلاباما را بخوانید که می گوید میکروب های مسافران قبلی به مدت یک هفته در هواپیما روی سطوح باقی می مانند! بنابراین ، در پروازهای آینده ، وقتی کسی خود را در کنار من پایین می اندازد و شروع به تمیز کردن صندلی ، زیر بغل ، کمربند ایمنی و غیره با دستمال های ضد عفونی کننده می کند ، ممکن است کمی پوزخند بزنم و کمی خرخره کنم. جلسه برنامه ریزی شده را لغو کرد تا در عوض یک تماس بزرگنمایی انجام شود. از بی بی سی پرسید که آیا انجام مصاحبه برنامه ریزی شده در اسکایپ مشکلی ندارد. خوب. در تمام روز ماند. شام خورد ، تلویزیون تماشا کرد ، به رختخواب رفت. خواندن یک کتاب عالی در مورد اینکه چگونه بیماری های روزمره شما را افسرده و مضطرب می کند و نمی توانید بخوابید. مثل یک کودک خوابید. “

جلد هشت کتاب خاطرات آلاستر کمپبل ، “ظهور و سقوط روح المپیک” ، روز پنجشنبه منتشر می شود (Biteback 25 پوند). بهتر زندگی می کنیم: چگونه یاد گرفتم از افسردگی جان سالم به در ببرم در تاریخ 29 آوریل در جلد شومیز منتشر می شود (جان موری ، 10.99 پوند)

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>