گزارش رسانه های آمریکایی از حمله به پایتخت به گسترش نفرت و ترس کمک کرده است

Category: جهان زیبایی Comments: No comments




حمله به پایتخت در 6 ژانویه اکنون در کنار 11 سپتامبر به عنوان عملی علیه دموکراسی آمریکایی است. جای تعجب نیست که پوشش خبری این حمله شبیه تبلیغات جنگ شده است. همه واقعیت ها ، درست یا نادرست ، با هدف شیطان پرستی دشمن و هر کسی که ماهیت شیطانی آن را به حداقل برساند ، در یک جهت نشان داده می شوند.

تصرف سه ساعته ساختمان كاپیتول توسط یك گروه طرفدار ترامپ به عنوان یك “كودتا” یا “یك شورش” توسط رئیس جمهور ترامپ به تصویر كشیده شده است. پنج نفری که در جریان این حوادث جان خود را از دست دادند ، به عنوان شاهدی بر توطئه ای خشن و از قبل برنامه ریزی شده برای لغو نتیجه انتخابات ریاست جمهوری آمریکا تلقی می شود. فیلمی که در طی مراحل استیضاح توسط دادستان ها به هم پیوند خورده و نشان داده می شود این تصور را دارد که آنچه اتفاق افتاده شبیه صحنه نبرد در دلیر.

آیا مهم است که واقعاً چه اتفاقی افتاده است؟ بسیاری از مردم احساس می كنند كه هر آنچه به ترامپ و پیروان فاشیست او آسیب برساند ، توسط آنها درست است. آنها ممکن است به طور خصوصی گمان کنند که در مورد توطئه های ترامپ علیه آمریکا اغراق آمیز است ، اما جعل کننده 30573 دروغ طی چهار سال گذشته به سختی می تواند مخالفان خود را به دلیل خروج از حقیقت سخت مورد انتقاد قرار دهد. آنها استدلال می كنند كه وی تهدیدی بی سابقه برای دموكراسی آمریكایی است ، حتی اگر روشن شود كه آنچه در آن روز در كاپیتول اتفاق افتاد با نحوه گزارش عناصر رسانه ای تفاوت اساسی داشت.

اما آنچه گزارش می شود مهم است و به ویژه هنگامی که خطر اغراق در خشونت یا تعمیق ترس و احساس تهدید را تهدید می کند. اگر واقعاً دولت آمریكا هدف یك شورش مسلحانه بود ، پس از این برای توجیه سرکوب استفاده خواهد شد ، مانند پس از 11 سپتامبر ، و نه فقط علیه تئوریسین های توطئه جناح راست. با تبدیل شدن به ابزارهای حزبی برای انتشار اخبار جعلی ، رسانه ها اعتبار خود را تضعیف می کنند.

مشکلی که در مورد یک خبر غول پیکر مانند حمله به کاپیتول وجود دارد این است که در ابتدا قبل از دانستن حقایق کامل ، بیش از حد تحت پوشش خبری قرار می گیرد و سپس با ظهور این واقعیت ها ، زیر پوشش آن می شود. این در مورد پوشش رسانه ای ایالات متحده صادق بوده است. اما حتی در آن زمان به نظر می رسید که یک شورش مسلحانه بسیار عجیب و غریب باشد. به نظر می رسد که فقط یک تیر شلیک شده است و آن یک افسر پلیس است که آشیل بابیت ، طرفدار ترامپ را که در حمله به پایتخت نقش داشت ، کشته است. در کشوری مانند ایالات متحده غرق در اسلحه ، این عدم شلیک گلوله قابل توجه است.

در جریان تصرف ساختمان کاپیتول ، پنج نفر کشته شدند و این دلیل اصلی قصد مرگبار توسط آشوبگران است. اما یکی از کشته شدگان بابیت بود که توسط پلیس کشته شد و سه نفر دیگر نیز اعضای اوباش طرفدار ترامپ بودند که به ترتیب بر اثر سکته مغزی ، حمله قلبی و له شدن به طور تصادفی توسط مردم جان باختند.

این باعث می شود که فقط یک نفر ، برایان سیکنیک ، پلیس کاپیتول ، تنها قربانی طرفداران ترامپ باشد که گفته می شود وی را با کپسول آتش کتک زدند و به کام مرگ بردند. در 8 ژانویه ، نیویورک تایمز دو داستان در مورد مرگ وی اجرا کرد ، به نقل از افسران ناشناس قانون که توصیف می کنند چگونه آشوبگران طرفدار ترامپ با کپسول آتش نشانی به سر او زده اند و باعث “یک جرقه خونین روی سر او” شده اند. سپس گزارش می شود که وی سریعاً به بیمارستان منتقل شده و تحت حمایت از زندگی قرار گرفته است اما روز بعد درگذشته است.

این داستان گرافیکی به دور دنیا رفت و توسط سایر اخبار – از جمله – مورد استقبال گسترده قرار گرفت مستقل، بی بی سی و امروز ایالات متحده آمریکا. همچنین توسط آسوشیتدپرس به طور جداگانه گزارش شد. این اعتبار را به این ایده می داد که اوباش طرفدار ترامپ حاضر به کشتن هستند ، حتی اگر فقط یک نفر را بکشند. همچنین به این ایده اعتقاد داشت که مایک پنس ، معاون رئیس جمهور ، نانسی پلوسی ، سخنگوی مجلس و میت رامنی ، سناتور ، تنها در عرض چند ثانیه از لینچ شدن نجات یافته اند.

با این وجود طی هفت هفته گذشته – بدون توجه جهانیان – داستان قتل افسر سیکنیک به تدریج روایت می شود. گلن گرین والد ، روزنامه نگار محقق و وکیل قانون اساسی ، دقیقاً نحوه وقوع این اتفاق را با جزئیات جذاب بیان می کند ، و نتیجه می گیرد که “مشکل این داستان نادرست بودن آن از همه لحاظ است”.

همیشه عجیب بود که اگرچه از هر واقعه ای که در جریان شورش اتفاق می افتد فیلمبرداری می شود ، هیچ ویدئویی از حمله به سیکنیک وجود ندارد. بعداً همان روز به برادرش پیام داد و انگار روحیه خوبی داشت. هیچ گزارش کالبد شکافی منتشر نشده است که صدمات احتمالی وی را تأیید کند. به طور قاطع ، نیویورک تایمز بی سر و صدا مقالات اصلی خود را در مورد قتل سیکنیک “به روز” کرد ، و اعتراف کرد که اطلاعات جدیدی به دست آمده است که “علت اصلی مرگ وی را که توسط مقامات نزدیک به پلیس کاپیتول ارائه شده است زیر سوال می برد”.

از آنجا که این مقامات تنها منبع اصلی داستان اصلی بودند ، این – گرچه خوانندگان ممکن است آن را حدس نزنند – به معنای اعتراف به خلاف واقع بودن آن است.

گزارش نادرست حمله به پایتخت همچنین شامل: مردی که کراوات های فشرده ای را حمل می کرد – که به عنوان مدرک یک برنامه سازمان یافته احتمالی برای بازداشت رهبران سیاسی در نظر گرفته شد – در واقع ، به گفته دادستان ها ، از یک میز در پایتخت انتخاب شد ، به احتمال زیاد اطمینان حاصل کنید که پلیس نمی تواند از آنها استفاده کند. این مهم است زیرا بخشی از کاهش گزارش رسانه ای در همه جا ، به ویژه در ایالات متحده است. ترامپ هم علامت و علت این افت است زیرا او استاد گذشته گفتن و انجام کارهایی است ، هرچند غیر واقعی یا پوچ ، که معمولاً سرگرم کننده و همیشه جلب توجه می کند. وی امتیازات بالایی را برای خود و کانال های تلویزیونی ، منفور ترامپ و دوستداران ترامپ ، به سود متقابل آنها تضمین می کند.

این رابطه همزیستی بین ترامپ و رسانه ها به این معنی است که آنها هر چه گزارش کمتری تهیه می کنند ، به ترامپ و طرفدارانش اجازه می دهد تا اقدامات را انجام دهند در حالی که آنها سر صحبت هایی را دارند که در یک رویارویی سمی رشد می کنند. حتی خبرنگاران آمریکایی در زمین نیز خود را به کله گوی تبدیل کرده اند و مایلند برای پاسخگویی به نیازهای شبکه های خبری 24/7 بی وقفه دست و پا بزنند.

وقایع موجود در کپیتول هیل شواهد محکوم کننده ای از این کاهش روزنامه نگاری آمریکایی در زمان رابرت مور ، اخبار ITVخبرنگار واشنگتن ، تنها خبرنگار تلویزیونی بود که در وسط ناآرامی به کاپیتول راه یافت. وی بعداً ابراز حیرت كرد كه با توجه به منابع گسترده تلویزیون آمریكا و هزاران روزنامه نگار در واشنگتن ، این تلویزیون باید “یك گروه تلویزیونی انفرادی از انگلیس باشد كه تنها كسی است كه این لحظه از تاریخ را به تصویر می كشد – عجیب است”.

عجیب است ، اما تعجب آور نیست. به عنوان یک رویداد خبری ، حمله به کاپیتول نشان داد که وقتی صحبت از انتشار “واقعیت های جعلی” می شود ، رسانه های سنتی می توانند حتی از رسانه های اجتماعی که معمولاً مورد سرزنش قرار می گیرند ، م effectiveثرتر باشند.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>