یک سال تعطیلات: با افرادی که 365 روز از کارشان بیکار بوده اند دیدار کنید

Category: جهان زیبایی Comments: No comments

[ad_1]

n 20 مارس 2020 ، صدراعظم ریشی سوناک پشت تریبون در خیابان داونینگ ایستاد و یک بسته اقتصادی دیده نشده در تاریخ دولت انگلیس ارائه داد. وی اعلام کرد ، در نتیجه شیوع ویروس کرونا و از مشاغل تجاری که می خواهند درهای خود را ببندند ، وزارت خزانه داری در حال راه اندازی بود ، آنچه بنام آن “طرح حفظ شغل کرونا ویروس” است. خلاصه اینکه دولت دیگر از کارفرمایان نمی خواست که دستمزد پرداخت کنند ، در عوض این لایحه را تأیید می کرد.

این پرداختها 80 درصد حقوق را در مجموع تا 2500 پوند در ماه پوشش می داد و کارفرمایان در صورت تمایل می توانستند بسته دستمزد را اضافه کنند. آقای سوناک گفت: “به همه کسانی که در حال حاضر در خانه هستند و نگران روزهای آینده هستند ، این را می گویم: شما به تنهایی با این روبرو نخواهید شد. من وظیفه دارم اطمینان حاصل کنم که تا آنجا که ممکن است ، از مشاغل مردم محافظت می کنیم. “

در ابتدا این طرح فقط برای سه ماه در دسترس بود. همانطور که بوریس جانسون با جسارت ادعا کرده بود ، در ماه مه سال 2020 ، وقتی معلوم شد جریان “طی 12 هفته” تغییر نخواهد کرد ، این طرح تا سپتامبر تمدید شد و شرایط جدید اضافه شد. سپس در ماه نوامبر ، وقتی انگلیس با قفل دوم روبرو شد ، دوباره تا بهار تمدید شد. این طرح هنوز به پایان نرسیده است و در حال حاضر تاریخ پایان پیشنهادی سپتامبر 2021 دارد: 18 ماه پس از سخنرانی اول.

خسارت اقتصادی شیوع ویروس کرونا در انگلیس را نمی توان کم گرفت. طی 12 ماه 700000 نفر شغل خود را از دست داده اند ، اقتصاد 10 درصد کاهش یافته است – بزرگترین سقوط در 300 سال گذشته – و وام گرفتن بالاترین میزان آن در خارج از زمان جنگ بوده است. داده های منتشر شده در فوریه نشان می دهد که در مجموع بیش از 11 میلیون شغل مورد حمایت قرار گرفته اند و از ژانویه هنوز نزدیک به پنج میلیون نفر به آن اعتماد کرده اند (افزایش نسبت به دسامبر).

علاوه بر پیامدهای اقتصادی این طرح ، عواقب دیده نشده دیگری نیز وجود دارد – تنهایی ، ترس و عدم اطمینان در مورد آینده – به ویژه برای کسانی که یک سال کامل تقویمی در این طرح بوده اند. مستقل با کسانی که از مارس سال گذشته منتظر بازگشت به کار خود بودند ملاقات می کند.

فیلیپا تیکسیرا ، 50 ساله از ایپسویچ ، مربی ترامپولین

در روز پنجشنبه 19 مارس 2020 ، ما می دانستیم که برای مدتی آخرین جلسه پایکوبی ما خواهد بود. ما در انگور شنیده بودیم که مرکز اوقات فراغت ، جایی که من از سال 2005 به عنوان مربی ترامپولین کار می کردم ، جمعه ، ساعت 4 بعد از ظهر قبل از یک قفل احتمالی ، در حال بسته شدن بود. یک احساس سورئال وجود داشت که می دانست آخرین کلاس ما خواهد بود.

(فیلیپا)

من هفته ای 10 ساعت ترامپولین – عمدتا کودکان و برخی بزرگسالان – تدریس کردم و هر هفته پنج ساعت روی میز پذیرایی کار کردم. ما می دانستیم که مرکز ممکن است بسته شود اما تصور می کردیم که قبل از تابستان کار خواهیم کرد. یک هفته بعد این امر از طریق ایمیل تأیید شد: ما در حال کار برای حفظ شغل جدید کار دولت هستیم که به تازگی اعلام شده است. یک سال بعد ، من هنوز در آن هستم.

به ما گفته شد که 100 درصد حقوق خود را خواهیم داشت که توسط مرکز افزایش می یابد. در ابتدا من کاملاً از این موضوع راضی بودم – شما می دانید تا زمانی که حقوق دریافت می کنید ، واقعاً نمی توانید شکایت کنید. در کنار مشاغل مرکز اوقات فراغت ، من از ژوئیه 2019 در یک آرایشگاه زنجیره ای در میز جلو کار می کردم. در آنجا نیز با بسته 80 درصدی دست به کار شدم.



سخت ترین کار حفظ انگیزه برای انجام بسیاری از برنامه ها برای هفته ها است ، این نوعی روحیه است

در چند ماه اول خوش بین بودم ، بیشتر وقت خود را صرف لذت بردن از هوا می کردم و کارهایی را انجام می دادم که معمولاً وقت انجام آنها را نمی دادم. مقداری جواهرات درست کردم ، دوچرخه سواری کردم و نقاشی خانه را انجام دادم. من هم چیزهایی در باغ کار کردم و واقعاً خودم را مشغول کردم. زمان مناسبی برای انجام آن کارها بود زیرا شما به طور معمول در تلاش برای یافتن زمان هستید. و ما با آب و هوای خوب واقعاً خوش شانس بودیم.

در تابستان صحبت هایی در مورد بازگشت احتمالی ما وجود داشت اما در نهایت این اتفاق نیفتاد. این مرکز اوقات فراغت قسمت های دیگر مانند سالن بدنسازی را در اولویت قرار می دهد ، زیرا بیشترین درآمد را دارد بنابراین بیشتر منطقی است. در آن زمان غرامت به 80 درصد کاهش یافت – و در آنجا ماند.

در این مدت نگران شدم که آنها قصد دارند ما را برکنار کنند. وقتی برخی چیزها دوباره شروع به بازگشایی می کردند احساس بلاتکلیفی می کردم و من واقعاً این احساس قوی را داشتم که آنها قصد داشتند از شر ما خلاص شوند. من حدس می زنم که ما زیاد نمی شنیدیم ، بنابراین من فرض کردم. من شروع به گرفتن پیام از دانش آموزانم می کردم که می گفتند آنها کلاس را از دست می دهند. آنها فقط کودک هستند و فکر می کنم این امر به سلامت روان آنها در انجام کارهایی که دوست دارند کمک می کند. آنقدر طولانی بوده است که حتی نمی دانم همه آنها برمی گردند یا نه.

هرچه زمان می گذرد ، احساس متفاوتی نسبت به خز ، احساس عدم اطمینان بیشتری داشته ام. سپس در ژانویه از آرایشگاه ها خلاص شدم بنابراین مجبور شدم به دنبال کارهای دیگر بروم. من برای همه چیز درخواست داده ام – پذیرش ، سوپرمارکت ها ، دستیاران پرستاری. من فکر می کنم برخی از مشاغل در آنجا وجود دارد اما تعداد زیادی از افراد به دنبال آنها می روند و اگر تجربه دقیق را نداشته باشید ، کسی را انتخاب می کند که این کار را انجام دهد.

البته من همچنین به این موضوع فکر کرده ام که اگر این طرح خاتمه یابد چه اتفاقی می افتد – این به ذهن شما خطور می کند. از دست دادن شغل دیگر نیز یافتن چیز جدید بسیار دشوار است. و به زن مسن بودن کمک نمی کند. من می دانم که آنها مجاز به استخدام نیستند اما اطمینان دارم که این کار را می کنند. سخت ترین کار حفظ انگیزه برای انجام برنامه ها برای هفته ها است. روحیه دارد.

خوشحالم که منتظر می مانم آن کار برگردد زیرا ترامپولینینگ اشتیاق من است. در آینده نگاهی به گذشته خواهم انداخت و سپاسگزار خواهم بود که این اتفاق افتاد ، فکر نمی کنم بدون آن کار را پشت سر بگذارم.

رابرت دیل ، 45 ساله ، هونسلو ، بدون عوارض در ترمینال 2 هیترو

من ده سال در ترمینال هیترو 2 کار کردم. شغل فعلی من ، که چهار سال است که آن را انجام می دهم ، مدیریت مدیر فروشگاه Duty Free است. قبل از آن قفسه های طبقه فروشگاه را جمع می کردم ، اما اکنون در دفتر کار می کنم. شب ها از ساعت 6 عصر تا 6 صبح کار می کنم.

در 24 مارس فهمیدیم که مورد غضب قرار گرفته ایم. من در آن شب قرار بود به همین دلیل من بسیار هیجان زده شدم وقتی از خواب بیدار شدم و گفتم می توانم در خانه بمانم. همانطور که می توانید تصور کنید من کاملاً نمی دانستم که چه باید بکنم و به ما گفته می شود که 80 درصد حقوق ما پرداخت می شود و مجبور نیستیم سه هفته کار کنیم – بدیهی است هیچ کس نمی دانست که این مدت طولانی است.

(راب دیل)

مدت ها پیش من یک عمل زانو انجام داده بودم و مجبور شدم برای این کار چهار ماه کار را تعطیل کنم. به یاد آوردم که ماه اول خوب نیست اما تقریباً با توجه به شش هفته تمام برنامه ها را تماشا کرده اید ، همه بازی ها را انجام داده اید و احساس می کنید کمی گم شده اید. من الان هم همین احساس را دارم ، فقط کارهای خانه و شستشوی زیادی وجود دارد که می توانم انجام دهم.

من واقعاً هرگز به همه وسایل تزئینات نرسیدم تا خودم را مشغول دختر 9 ساله ام کنم و یک ساعت ورزش را با هم انجام دهیم. ما عادت می کردیم به پارکینگ استادیوم توئیکنهام برویم ، آن گوشه ای که کاملاً خالی بود و می توانستیم با هم تنیس بازی کنیم یا دوچرخه سواری کنیم. من حدس می زنم که مشروبات الکلی و Playstation سرگرمی های بزرگی برای من بودند ، اگرچه تمام ورزش هایی که از تلویزیون می رفتند یک قاتل واقعی بودند. بدون فوتبال ، دارت ، کریکت یا تنیس.

انگیزه برای من مشکل بزرگی بوده است. من از خواب بیدار خواهم شد و واقعاً نمی توانم کاری انجام دهم. این یکی از بزرگترین مسائلی است که با آن روبرو شده ام. همچنین بازگشت به یک الگوی خواب طبیعی – من بیشتر زندگی ام را در شب ها کار کرده ام ، بنابراین ناگهان خون آشام نمی شوم ، تنظیم شدن به خواب طبیعی حدود شش ماه طول کشید.



از نظر ذهنی کاملاً قوی هستم اما روزهایی هست که کاملاً احساس افتادگی می کنم

مواردی وجود داشته است که نگران بوده ام که ممکن است شغلی برای بازگشت نداشته باشم – در سن من ، پر کردن تمام آن برنامه ها و انجام مصاحبه ها ، این یک نگرانی واقعی است. اما آنها به ما اطمینان می دهند که مشاغل ما ایمن است. من به یقین می دانم که در نهایت جایی که من کار می کنم ، زمانی به وجود خواهد آمد که همه بار دیگر به مسافرت می روند و احتمالاً وقت اضافی به وفور وجود دارد. من یک سال را در خانه گذرانده ام و سپس یک سال را در محل کار خود سپری خواهم کرد.

بعد از مدت ها کار نکردن کمی عصبی هستم که دوباره به کار خود برمی گردم و فراموش می کنم که چگونه کار خود را انجام دهم ، چه کاری انجام دهم یا رمزهای عبور خود را. بالاخره یک سال گذشته است. من همچنین کاملاً مضطرب هستم که ماسک به مردم نمی زنند و از قوانین پیروی می کنند ، بنابراین فکر کردن در مورد بازگشت به ذهنم خطور می کند.

من هرگز فکر نمی کردم که آن را بگویم اما واقعاً مشتاقانه منتظر بازگشت هستم. از نظر ذهنی کاملاً قوی هستم اما روزهایی هست که کاملاً احساس افتادگی می کنم. بعد فکر می کنم ، مثل اینکه کاپیتان تام گفت “فردا روز خوبی خواهد بود”. با نگاهی به سال گذشته مطمئناً متفاوت بوده است اما یک چیز درست دولت است. آیا می توانید بدون هیچ یک از این دستمزدها به سال گذشته نگاه کنید؟ چه کسی فکر می کرد؟

مت اسنودن ، 30 ساله ، هاروگیت ، افسر مطبوعات در یک هتل هتل

ما به نوعی مشکوک بودیم که وقتی دیگر کشورهای اروپایی در ماه مارس شروع به قفل شدن می کنند ، تماشا می کنیم. ما در طبقه پایین دفتر مرکزی تماس گرفتیم و به ما گفتند که احتمالاً برای چند ماه ، تابستان یا آخرین ماه ژوئیه ، 80 درصد حقوق و دستمزد گسترده وجود دارد ، و همه چیز به حالت عادی برمی گردد. اما مسلماً اینطور نشد.

ماه اول که هیجان زده شده بودم ، صبح بیدار می شدم و بیرون مزارع می نشستم و قهوه می نوشیدم. همسرم – که همیشه از راه دور کار می کرد – از پنجره آشپزخانه به من خیره می شد در حالی که من از خودم لذت می بردم. بعد از حدود یک ماه مانده به شروع کار ، برای من روشن شد که قرار نیست یک کار کوتاه مدت باشد.

مت اسنودن و همسرش تیفانی

(مت اسنودن)

بعضی روزها وقتی آفتاب خاموش بود خیلی از آن استقبال می کردید و می توانید بیرون بنشینید و کارهایی انجام دهید اما روزهای بارانی زیادی وجود داشت که می فهمید کار دیگری غیر از سه هفته نشستن روی صندلی خود انجام نداده اید در یکی خاموش می شود. کاملاً منزوی کننده است. ما در یک روستا زندگی می کنیم و در واقع جایی برای رفتن یا کار دیگری نیست. تنها کسی که من واقعاً با او صحبت می کنم همسرم است ، گرچه ما همچنین به طور مرتب با دوستان از لندن در Zoom بازی Dungeons and Dragons را انجام داده ایم.

من از کاری ناامید شده بودم و احساس بدی داشتم که وقتم را به نحو احسن نشسته و مشغول خواندن نشدم. بنابراین من درخواست کردم که یک میوه گیر داوطلب در سه مکان مختلف باشم – فقط می خواستم کاری پیدا کنم. اما در یورکشایر شمالی میوه زیادی وجود ندارد ، همه شغل های دامداری و زراعت زراعی و میوه جویی در جنوب بودند ، بنابراین نتیجه ای نداشت.



با نگاه به گذشته احساس می کنم واقعاً کمی هدر دادن زندگی من است

سپس تصمیم گرفتم کارهای آزاد بیشتری را انتخاب کنم – من قبلاً شبها و آخر هفته ها را برای مشتریها انجام می دادم. از آن زمان من کارهای کافی برای انجام 24/7 روز کم یا زیاد داشتم. این به نوعی تبدیل به یک کار تمام وقت شده است. اما در زمستان مطمئناً ناامیدکننده بود – من بیرون نمی رفتم و صبح هنگام شروع هوا تاریک و عصر که تمام کردم تاریک بود.

با وجود این کار اضافی ، من فکر می کنم که در مورد توقف شغلی خود فکر می کنم – اینکه وقتی یک سال از خانه خارج شدی ، و در سنی که من هستم – تازه 30 سالگی را پشت سر می گذارم ، فکر کردن در مورد آن اجتناب ناپذیر است قرار است شما در حال حرکت به سمت بالا باشید و فعالیتهای شغلی زیادی را انجام دهید بنابراین مطمئناً از نظر پیشرفت شخصی من نگران کننده است.

اگر شش ماه پیش از من در مورد افکار من درباره زندگی سوال می کردید ، می گفتم خوب است که بتوانم در خانه وقت بگذارم ، وقتی می خواهم پیاده روی کنم یا وقتی که می خواهم تلویزیون تماشا کنم. اما این تازگی در این مرحله بسیار نازک است.

چند ماه پیش بود که از نقطه ای سرگرم کننده یا جالب گذشتم و اکنون به گذشته نگاه می کنم که واقعاً یک هدر دادن زندگی من است.

Leave a reply

You may use these HTML tags and attributes: <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <s> <strike> <strong>